محمد تقي جعفري

526

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى

( ( 3693 ) ) فكر در سينه درآيد نو به نو خند خندان پيش او تو باز رو ( ( 3694 ) ) كه اعذنى خالقى من شره لا تحرمنى انل من بره ( ( 3695 ) ) رب اوزعنى ان اشكر ما ارى لا تعقب حسرة لى ان مضى نگذاريد هر انديشهاى بدون آمادگى مغزى وارد درون شما شود و با پليدى درون مخلوط گردد و به جاى خير ، شر به بار بياورد اين هم يك نكتهء بسيار مهم است كه جلال الدين متوجه شده وباز گو مىكند به اين توضيح كه جلال الدين مىگويد : گمان نرود كه هر انديشه در هر حال و در هر مغزى كه وارد شود به ثمر خواهد رسيد . بلكه اين انسانهاى آماده و پاك دل هستند كه مىتوانند انديشهء نو ظهور را از آلودگى به كثافات درونى بر كنار وناب نگه دارند و به ثمر واقعىاش برسانند . اين انديشه ها مانند همان صداهاى وجدانى است كه جلال الدين در بارهء آنها مىگويد : اين صدا در كوه دلها بانگ كيست كه پر است از بانگ اين كُه گه تهى است هر كجا هست او حكيم است اوستاد بانگ او از كوه دل خالى مباد هست كُه كاوا مثنّا مىكند هست كُه كاواز صد تا مىكند مىزهاند كوه از آن آواز وقال صد هزاران چشمهء آب زلال چون ز كُه آن لطف بيرون مىشود آبهاى چشمه ها خون مىشود ( 1 ) تفسير ابيات در هر زمان انديشهاى مانند مهمان عزيز وارد سينه آدمى مىشود وارزشى چون جان عزيز دارد . اى جان من ، تفكر را خود شخصيت انسانى بدان ، زيرا

--> ( 1 ) دفتر دوم ، ص 99 ب 49 تا 53 . .